|
ehsanyeganeh
فوق العاده فعاله

 وضعيت: آفلاين 10 آذر ماه ، 1388 تعداد ارسالها: 804 امتياز: 2917 تشکر کرده: 28 تشکر شده 126 بار در 87 پست
|
ارسال شده در: سه شنبه، 20 بهمن ماه ، 1388 03:52:18 موضوع مطلب: سادگیه مرا ببخش... |
|
|
سادگی مرا ببخش که خويش را تو خوانده ام
برای برگشتن تو به انتظار مانده ام
سادگی مرا ببخش که دلخوش از تو بوده ام
تو را به انگشتر شعر مثل نگين نشانده ام
به من نخند و گريه کن چرا که جز نياز تو
هر چه نياز بود و هست از در خانه رانده ام
اگر به کوتاهی خواب ، خواب مرا سايه شدی
به جرم آن داغ عطش بر لب خود نشانده ام
گلوی فرياد مرا سکوت دعوت تو بود
ولی من اين سکوت را به قصه ها رسانده ام
دوباره از صداقتم دامی برای من نساز
از ابتدا دست تو را در اين قمار خوانده ام
گناه از تو بود و من نيازمند بخششم
چرا که من در ابتدا تو را ز خود نرانده ام
گناهکار هر که بود کيفر آن مال من است
به جرم آن داغ عطش بر لب خود نشانده ام
(چقدر احمقانه گاهی باور کردم من نیز حقی از این جهنم زندگی دارم)
_________________ نفرین به عشق به عاشقی
نفرین به بخت و سرنوشت
نفرین به من نفرین به تو نفرین به عشق من وتو
به ساده بودن من و به اون دل سیاه تو |
|